محمد مهدى ملايرى

32

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ديگر از عوامل ابهام‌زائى كه تاريخ و فرهنگ اين دوران را دربرگرفته و تحقيق در آن را تا حدّى دشوار ساخته درهم‌آميختگى مسائل ايران با عرب و اسلام است به‌گونه‌اى كه نمىتوان آنها را در محدودهء همان مسائل به هم تنيده مورد بحث و بررسى قرار داد و به نتيجه‌اى صحيح رسيد . ايرانيان و عربها دو ملّت قديم اين منطقه و دو همسايه‌اى بوده و هستند كه در طىّ تاريخ كهن خود تا امروز روابط آنها شكلهاى مختلف يافته كه بايد در پرتو علل و عوامل حاكم بر آن روابط مورد بررسى قرار گيرد . اسلام هم كه در برهه‌اى از تاريخ آن دو ملّت هردو را فراگرفته از مقولهء ديگرى است خارج از محدودهء ملّتها و ملّيّتها كه جز با معيارهاى خاص خود قابل مطالعه و بررسى نيست . و به‌هم پيوستن مسايل آنها با يكديگر و درهم آميختن علل و عوامل آنها ، هم بر ابهام تاريخ اين دوران مىافزايد ، و هم چهرهء اسلام را كدر مىنمايد . شايد بهترين مثالى را كه بتوان براى چنين درهم‌آميختگى ابهام‌زا ذكر كرد ، موضوع حملهء اعراب به ايران و درهم آميختن آن با موضوع اسلام ايرانيان و توجيه يكى با علل و عوامل ديگرى است به‌گونه‌اى كه غالبا اين دو رويداد متفاوت به‌صورت يك واقعه و يا به صورت دو رويداد ملازم يكديگر ذكر مىشوند . هرچند حملهء اعراب به ايران مقدّمه و وسيله‌اى بود براى آشنائى سريع‌تر ساكنان اين مرزوبوم با اسلام ، ولى اين امر حادثه‌اى بود معلول يك رشته علّتها ، و گرايش اسلامى ايرانيان حادثهء ديگرى بود معلول علّتهاى ديگر ، و در ميان اين دو حادثه هم وحدت زمانى به آن اندازه نبوده است كه بتوان آن دو را يك واقعه پنداشت و هردو را در پرتو علل و عوامل واحدى توجيه و تفسير

--> - مىتوانست ، ولى با همهء اين اوصاف باز در آنچه دربارهء كتابهاى فارسى قديم در برخى از همان مآخذ آمده بكلّى بيگانه مىنمود . و اين را جز بدين‌گونه نمىتوان توجيه كرد كه چون اين امر و بسيارى از امور ديگر مربوط به تاريخ و فرهنگ قديم ايران در دائرهء اهتمام كسانى كه مانند وى معلوماتشان از محدودهء علوم و معارف مشخصّى فراتر نمىرود قرار نمىگرفته ، بنابراين از دائرهء معلومات ايشان هم خارج مىمانده و بدين‌سبب براى آنها در حكم معدوم درمىآمده .